نوزده ماهگی
و من ١٩ ماهم تموم شد
بدون واکسن ،بدون اندازه گیری قد و وزن در مطب دکتر و بدون خیلی چیزهای دیگه که برای نی نی ها باید رعایت بشه
آخه من خیلی بزرگ شدم دیگه به راحتی منظورم را به کمک حرف واشاره به همه میتونم بفهمونم و گاهی اوقات هم مامانم میشه مترجمم
در این ماه نشان دادم که کله پاجه خور خوبی هم میتوانم باشم
کمی ترسو شدم نسبت به وقتی که کوچکتر بودم شاید کمی محتاطتر
اسم تمام افرادی رو که زیاد میبینمشون رو هم بلدم
خاله فا عمو عم عمه عمه دایی جون دا
بیرون هم اصلا تمایلی به راه رفتن ندارم و همش میگم ب یعنی بغل
با بچه های کوچکتر از خودم زیاد میونه ای ندارم و باهاشون بازی نمیکنم اما بچه های بزرگتر را کمی بیشتر تحویل میگیرم
کارهای مورد علاقه این روزه های من همچنان تعمییر کاری با جعبه ابزار بابا
هم زدن کنار دست مامان موقع آشپزی
قاپ بازی که همون قایم موشک هست و خیلی بازی هیجان انگیزی هست!
کلمه هایی که این روزها خیلی ازم میپرسن هم اینهاست
بچه پاستیل پشه شامپو عقب که میگم عبق باتری
خودم رو برای مامنم لوس میکنم دستم رو میندازم گردنش و بوسش میکنم
و از همه مهمتر کمی با مفهوم جیش اشنا شدم و تا موقع خرابکاری بشه اعلام میکنم و مامانم منو زود میبره حمام و کلی هم خوشحال هست
وهمچنان شیر مادرم را میخورم ....

نوزده ماهگی من با تعطیلات زیاد همراه بود



نوزده ماهگی
